مهدى محقق و توشى هيكو ايزوتسو

مقدمه 14

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى )

در قياس سخنان دور و دراز آوردند و درست بگويم حق آن را بسزا ادا كردند و در حل مسائل اختلافى فقهى هم با پيروى از فن جدل ارسطاطاليس به نگارش علم جدل و خلاف و آداب مناظره پرداختند . پس دو رشته بحث علمى در اينجا پيدا شده است : 1 - نقد از برخى مسائل منطقى و خرده‌گيرى از آنها 2 - نگارش رساله‌ها دربارهء قياس و جدل و خلاف و آداب بحث يا بحث از آنها در ضمن كتابهاى كلان . ابن سينا هم در اين دو رشته وارد شده و در پاره‌اى از رسائل خود بدانها پرداخته است . از رسالهء نخستين كه در اينجا آورده‌ام برمىآيد كه وى در برابر متكلمان و فقيهان برخاسته و از آنچه آنها به نام استدلال شاهد به غايب و قياس فقهى بدان ارج مىنهند خرده گرفته و راه درستى هم رفته است . رسالهء دوم ما مىرساند كه در مجالس درس و بحث او به نقد برخى از مسائل منطقى مىپرداختند و او در آن از اين گونه خرده‌گيريها پاسخ گفته است . پس ابن سينا در اينجا همان راهى را پيموده است كه محمد بن زكرياء رازى و فارابى در نگارش منطق فلسفى بروش متكلّمان رفته‌اند و او به زبان همانها توانسته است آن قياس مشابهت را كه آنان ارزش مىنهند بىارج نشان دهد و بنياد آن را سست سازد همچنانكه فارابى اين چنين كرده است . اين را هم بگويم كه او اگر چه در نگاشتن رساله دوم و مانند آن خواسته است پايهء منطق ارسطاطاليسى را استوار سازد ولى خود او در الارجوزة و منطق المشرقيّين شالوده‌اى ريخته است كه متأخران مانند امام رازى و كشى و خنجى و افضل كاشانى و كاتبى از آن پيروى كرده و منطق دو بخشى يا شناخت معرف تصورى و حجت تصديقى را آشكار ساختند . ولى اين منطق متأخران - كه منطق لاتينيان مانند منطق دربار شاهى ( پورت رويال ) PortR oyal هم بدين روش است - خود طرح همان مسائل منطق ارسطاطاليسى